بوی بهار...

 سلام به همه دوستای گل و عزیزم

بلاخره سال 92 هم با همه بدی ها و خوبی هاش گذشت خیال باطل برای من که سال 92 سالی سرشار از اتفاقات و تجربه های جدید و هیجان انگیز بود گاوچران

آرزوی سالی متفاوت و بی نظیر رو برای شما دارم و امیدوارم توی سال جدید بهترین ها نصیبتون بشه و توی تعطیلات عید بهتون خوش بگذرهقلب

................................................................................................

 من به هنگام شکوفایی گلها در دشت باز بر می‌گردم
و صدا می‌زنم
«آی
باز کن پنجره را - در بگشا-
که بهاران آمد
که شکفته گل سرخ
به گلستان آمد!
باز کن پنجره را
که پرستو پر می‌شوید در چشمه نور
که قناری می‌خواند
می‌خواند آواز سرور
که:
بهاران آمد
که شکفته گل سرخ
به گلستان آمد!»

 

 .............................................................................




/ 19 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

پروفسور حسابی، آلبرت اینیشتین، زکریای رازی، اسحاق نیوتن، من و سایر دانشمندان، سال خوشی را برای شما آرزومندیم!

امیر

ﺑــــﺎﺯﺍﺭ ﺳـﻨــﮓ ﻓـــﺮﻭﺷـﻬـﺎ ﮐـﺠـﺎﺳـﺖ؟ ﺑــﻪﺩﻧـﺒـﺎﻝ ﺳـﻨـﮕﯽ ﮐـﻤـﯿـﺎﺑﻢ! ﺁﯾــــــــــــــــﺎ ﺳـــــــــﻨــــــــﮓ ﺻـــــﺒـﻮﺭ ﻫــــــــــــــــــــــــﻢ ﻣـﯿـﻔﺮﻭﺷــــﻨـﺪ؟!

امیر

هانه هم میگیری...... بهانه مرا بگیر! من تمام خواستن را وجب کرده ام هیچکس هیچکس به اندازه من عاشق تو و بهانه هایت نیست

امیر

از تنهـــاییت دلگیــر نبـــاش و هیـــچ وقت آن را با کســـی قسمت نکـــن مردم ایــن شهـــر تـــن/هـــا دادند تا تنهــــــا نمـــــــانند...

امیر

سلاممممممممممم..... بیا وبم[چشمک]

انسان

گر خوشبختی یک برگ است ... درختی برایتان آرزو میکنم ! اگر امید یک قطره است ... دریا برایتان آرزو میکنم ! اگر دوست برایت سرمایه است ... خدا را برایتان آرزو میکنم

امیر

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي . بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک .

محمد-Mohammad

سلام خوبی؟ سال نو مبارک با اینکه کمی دیر شده است امیدوارم سال جدید رو بدون غم زندگی کنی و سال خوبی برات باشه منم آپ کردم و مطلب سیصد و یکم را نوشتم دوست داشتی سری بزن و با قلم خوبت بنگار برام شادابی از آن توست[گل]

مطهره

خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من . . . پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم…. با تو رازی دارم !.. اندکی پیشتر اَی .. اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!. … زیر چشمی به خدا می نگریست !.. محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست . نازنینم اَدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!.. یاد من باش … که بس تنهایم !!. بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !! به خدا گفت : من به اندازه ی …. من به اندازه ی گلهای بهشت …..نه … به اندازه عرش ..نه ….نه من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !! اَدم ،.. کوله اش را بر داشت خسته و سخت قدم بر می داشت !… راهی ظلمت پر شور زمین .. زیر لبهای خدا باز شنید ،… نازنینم اَدم !… نه به اندازه ی تنهایی من … نه به اندازه ی عرش… نه به اندازه ی گلهای بهشت !… که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!! سلام زهرا جان . سال نو مبارک . امیدوارم خوب شروع کرده باشی

افکارسپید

سلام عزیزم زهرا...سال خوبی سپری کرده باشی ،،،به امید روزهای زیباتر موفق باشی...[گل]